على بن معمر روايت كرده:
امّ ايمن پس از رحلت حضرت فاطمه عليها السّلام گفت: نمىتوانم جاى فاطمه را در مدينه خالى ببينم. و لذا از مدينه خارج و به سوى مكّه حركت كرد، در بين راه، در محلّى به نام «جحفه» عطش و تشنگى شديدى بر او غلبه كرد به طورى كه ترسيد كه مبادا در اثر تشنگى از دنيا برود، پس چشمان خود را به آسمان دوخته عرضه داشت: خداوندا! آيا مرا تشنه مىگذارى در حالى كه من خادم دختر پيامبرت بودهام؟! على بن معمر گويد: در اين حال دلوى آب از آبهاى بهشتى براى او فرود آمد، پس بعد از نوشيدن از آن آب، تا هفت سال گرسنه نشد و چيزى نخورد.
مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 386.

نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
<-CategoryName->
:: برچسبها:
<-TagName->