
ای روشنایی سحر فاطمیه ام
صاحب عزای خونجگر فاطمیه ام
ایام میروند به امید دیدنت
یك بار رد شو از گذر فاطمیه ام
دست مرا بگیر و به دنبال خود ببر
تا با تو طی شود سفر فاطمیه ام
آقا گناه روزی چشم مرا گرفت
رزقی بده به چشم تر فاطمیه ام
با خود همیشه گفته ام آیا نمی شود
دیدار روی تو ثمر فاطمیه ام
وقتی شنیده ام كه میایی به روضه ها
هرشب اسیر و در به در فاطمیه ام
پایان راه سینه زنی ها شهادت است
ای كاش گل كند هنر فاطمیه ام
در میزنم كه اذن عیادت دهی به من
با این امید پشت در فاطمیه ام
محمد بیابانی
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
<-CategoryName->
:: برچسبها:
<-TagName->