هر کجا شانه ی دیوار به در نزدیک است
هر کسی پشت در افتد به خطر نزدیک است
گاه یک میخ چنان تکیه به پهلو دارد
آنچنان که سر یک نیزه به سر نزدیک است
کوچه هر قدر که باریک شود دستی هم
بر سر و صورت یک راهگذر نزدیک است
من از این وا ابتا گفتن او فهمیدم
که همین فاطمه خیلی به پدر نزدیک است
گریه های تو در این شهر به سر می آید
از در سوخته پیداست ، سفر نزدیک است

:: موضوعات مرتبط:
اشعار ,
,
:: برچسبها:
فاطمیه ,
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2